مولوی

بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

وگر شهری بدم ویرانه گشتم

ز عشق تو ز خان و مان بریدم

به درد عشق تو همخانه گشتم

چیان کاهل بدم کان را نگویم

چو دیدم روی تو مردانه گشتم

چو خویش جان خود جان تو دیدم

ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم

فسانه عاشقان خواندم شب و روز

کنون در عشق تو افسانه گشتم


برچسب‌ها: پهلوونم, مولوی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ساعت 14:52|   توسط  شفق متولی  |